پدرم در اومد!
«پدرم در اومد»
تا حالا این جمله رو به کار بردید؟
در طول روز اصولا این اصطلاح رو میشنویم ولی آیا تا حالا فکر کردید یعنی چی؟
اگه از نظر تاریخی بخوایم برسیش کنیم، پدر در ایران قدیم از احترام خاصی برخوردار بوده وبچه ها هم یکم از پدرشون حساب میبردن برا همین حتی شنیدن نام پدر هم برا بچه ها استرس زا بود .
این ترس حتی در بزرگسالی هم وجود داشت تا جایی که بعد از فوت پدر اگر شنیده میشد که اون زنده شده این ترس باز در دل فرزندان زنده میشد.
برا همین هم هر وقت فردی کار مشقت باری رو انجام میده میگه :پدرم در اومد.
یعنی پدرم از توی قبر بیرون اومد.
ولی فکر کنم این اصطلاح درآینده ای نچندان دور فراموش بشه چون دیگه نه پدرا اون اقتدارگذشته رو دارن نه بچه ها اون ترس گذشته نظر شما چیه؟
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۰ ساعت توسط cs 101000
|
خدا ناظر است. عشق را از نقطه ای آغاز کرده ام. خطوط را متقاطع رسم نموده ام تا به هم رسیده باشند. نگاه های نگران و گریانم را در صفحه گسترده ام تا جستجو کرده باشم. و هم اکنون در فضای همین هندسه ی نوی کهنه پیش می روم. نو برای من و کهنه برای اجدادم. من همچنان هنرآموز همین پیشه ام: مهندسی عشق. سردر کلبه ی عاشقانه ی خویش را نیز نام نهاده ام: غوغای عشقبازان.